مقالی اوتبصرې

دو پیام پوتين به کشور های غربی

ولادیمير پوتين در روز های اخير يکبار ديګر خوشباوری کشور های غربی را به مسخره ګرفته و ګفته است : اين يک اشتباه بزرګ است که غرب فکر کند ، مسکو هرګز سلاح  های هسته يی را به کار نخواهد برد. وی افزود :غرب به دلايلی معتقد است که روسيه هرګز از سلاح های هسته يی استفاده نمی کند ، اما ما يک دکترين هسته يی داريم که ميګويند : اګر کسی حق حاکميت و تماميت ارضی ما را تهديد کرد، بايد از همه ابزار برای مقابله با آن استفاده کنيم و اين چيزيست که نبايد ساده ګرفته شود.

ضمناً پوتين به يک موضوع مهم ديګر نيز اشاره کرد و به ارتباط حوادث و قضايای جهان معاصر يک پيغام ديګری را مخابره کرد و افزود که روسيه هم ميتواند برای حمله برغرب ( کشور ها و سازمان هايی که در رويارويی با غرب قرار دارند ) سلا ح را در اختيار کشور های ديګر قرار دهد .

به تعقيب اين خبر، معاون شورای امنيت ملی روسيه ديمتری ميدويدوف در واکنش به ارسال تسليحات نظامی و کمک های مالی کشور های غربی به اوکراين ګفت: اکنون اجازه بدهيد که ايالات متحده و متحدانش تاثير مستقيم استفاده از تسليحات روسی توسط اشخاص ثالث را احساس کنند . اين جبهه ګيريهای تند و جديد حکام روسيه را بعد از آن شاهد هستيم که امريکا و جرمنی طی هفته ګذشته به اوکراين اجازه دادند ،از سلاح هايی که آنها دراختيار شان  قرار داده اند ، برای اهدافی در خاک روسيه استفاده کنند. مزيد بر اين وزير دفاع جرمنی به صراحت ګفت: روسيه يک تهديد است ، پس بايد برای جنګ با مسکو در سال ۲۰۲۹ م آماده باشد.

با ملاحظه اين جبهه ګيريهای جديد سياسی که بدون شک در آينده وارد دايره جغرافيای جبهات جنګی طرفين نيز خواهد شد، وضعيت امنيتی منطقه و جهان تغييرات قابل توجهی را تجربه خواهد کرد و آنچه که تا حال بين اين جبهات جنګی در حالت (( شف شف )) بوده شکل علنی و صريحی را بخود می ګيرد.

در تقابل های نظامی و جنګی که فعلاً در بين کشور های شرقی و غربي جريان دارد ، اولش جبهه جنګی روسيه و اوکراين و دومی آن هم جبهه جنګی اسرائيل و طرف مقابل آن [حماس ، يمن ، حزب الله لبنان و … ]است که در چندين کشور عربی موقف واحدی  را عليه اسرائيل و حاميان غربي آنان اتخاذ نموده اند و علناً وارد جنګ عليه  اسرائيل و حاميان غربی آنها اند و اشارات رئيس جمهور روسيه و مامورين بلند پايه شورای امنيت روسيه زير عنوان (( اشخاص ثالث )) همين ها اند، زيرا غير از اينها کس ديګری فعلاً با غربي ها درګيری نظامی ندارد و بدون شک که در صورت ادامه جنګ چنين تيوری ها به صحنه عمل خواهد آمد و سايه سياه جنګ وسعت خواهد يافت و تلفات بيشتری به بار خواهد آورد و اين همان تقابل و تاثيرات بالمقابل پديده های جامعه بشری است که جلوګيری از آن هم ناممکن است و به صورت يک جبر زمانی و انقلابی صورت می ګيرد . زيرا در چنين مواضع افراد ، اشخاص و اطراف جامعه بشری بر اساس وجوه مشترک شان ګرد هم جمع ميشوند و ائتلاف تشکيل ميدهند و با امضاء پروتوکول های خاص جمعاً به دنبال هدف راه می افتند.

قابل ياد آوريست که دو جبهه جنګی فوق الذکر، يکی در شرق قاره اروپا و ديګرش در غرب قاره آسيا و شمال قاره افريقا قرار دارد و درصورت وسعت جنګ و تشديد آن هر سه قاره مذکور را در هم می پيچد و وضعيت جنګی اين دو جبهه را در قدم اول و هکذا وضعيت امنيتی کشور های همجوار اين دوجبهه را در قدم دوم متغير می سازد و اينکه اين تغيير به نفع منافع کدام طرف و پيروزی نظامی کدام طرف و شکست کدام طرف خواهد انجاميد، بستګی به عمل و عکس العمل و تکتيک های جنګی طرفين دارد که چګونه به ميان خواهند آمد.

 سر انجام  بايد ياد آور شد که در صورت تطبيق اين پيام های تند طرفين اين دوجبهه جنګی ، جهان در کل و سه قاره مذکور بيشتر و زودتر وارد يک جنګ و تقابل نظامی بزرګ قاره پيما ، منطقه پيما وجهان پيما خواهد شد و طبيعی است که تلفات بشری اين جنګ نسبت به دو جنګ بزرګ جهانی ګذشته ، بيشتر خواهد بود. زيرا کشور هايی که در پشت اين جبهات جنګی قرار دارند، يکسره دارای سلاح های ذروی اند و دريک جنګ کلان حتماً اين سلاح های کشتار جمعی هم تجربه خواهند شد.

هارون

Related Articles

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *